ظلم به دنیا اومده بدون زاییدن

مبهم مبهم مبهم · 6 اردیبهشت · خواندن 1 دقیقه

جنگ سوم جهانی  جهان را از مشرق تا مغرب ، از شمال تا جنوب  همه کشور ها را درگیر خود کرد یک نبرد بسیار تمام عیار .  این جنگ به علت زیاده خواهی دولت کشور های پیشرو آغاز شد جنگی که تصمیم دولت مردان بود اما بر سر عوام خراب شد ، استفاده از سلاح های کشتار جمعی ، باران های اسیدی پیاپی  ، جغرافیای آلوده شده به رادیو اکتیو و...... همه این ها از آثار این جنگی بود که دولت مردان  در یک شام بسیار مجلل پشت میز بسیار گرانبهای کاخ های بزرگشان تصمیم آغازش را گرفتند .

 

به عنوان یه کهنه سرباز ، هیچ وقت طالب جنگ نبودم و نخواهم بود اما ما آموزش دیدیم که از دستورات پیروی کنیم تا اینکه دستور دهیم ، یاد گرفتیم که بجنگیم و تخریب کنیم جای اینکه صلح کنیم  و بسازیم این ها چیز هایی است که ما آموختیم . همانطور که گفتم : " زندگی چیزی جز نبرد نیست " . همواره دولت مردان رویای سلطه به کرانه های دور را در سر خود داشتند و ما که باشیم که بتوانیم از دستورات سر پیجی کنیم ، همانند عوام ما هم قربانی  و بازیچه ی تصمیمات دولت مردان هستیم  اما به روشی دیگر ؛ واقعا فکر کردن به این موضوع حالم رو به شدت بد میکنه اما تنها چیزی که فکر کردن بهش به من انگیزه میده  دخترم  رهاست  ، یه دختری کنجکاو و باهوش  دختری که همواره میان اقدام احساسی یا منطقی گیر کرده است .  انگار حق با رها بود توی دنیا " ظلم بدون زاییده شدن به دنیا اومده ".