باغت آباد کل لاله هام لال شدن

مبهم مبهم مبهم · 8 اردیبهشت · خواندن 1 دقیقه

سر درگم  در میان افکارم ، تمام نوشته هام دارن به انتها میرسن  تموم واژه هام دارن خودکشی میکنند ، نقش هام از زندگی هایشان میگذرند تا به یکدیگر درس دهند .

انگار دنیای ساخته ذهنم ، همانند دنیایی که در آن زندگی میکنم  فارغ از هر گونه امید برای زیستی بهتره، این برای  یک راوی که قصه ای برای روایت نداره به معنای  هفت تیری خالیست که آخرین گلوله آن باعث کشته شدن اهریمن درون کشیشی که مدعی ایمان قوی خود بود نشده است اما راوی محکوم به ادامه است،  نور به تاریکی نیازمند است .

 

نفرین مهتاب من رو در خود غرق کرده ، واژه هام دارن تاریکی خودشان رو از دست میده و جمله های تاریکم دارن تک به تک توسط نور اعدام میشوند و این حال و روز راوی است که قصه ای برای گفتن ندارد . از شر نور به تاریکی پناه میبرم کاش  تاریکی  مانع تابیدن نور هدایت بر من شود تا روایت های من از این نفرین جان سالم به در ببرند .