نقطه سر خط

نقطه سر خط

توانم تقسیم شد بر روی ضرب آهنگ حاکمیت و غم هایم جمع گشت خوشحالی ازم کم شد

دیو های بعد هفت خان

دیو های بعد هفت خان

مبهم مبهم مبهم · 31 اردیبهشت ·

تاریخی را زنده خواندیم که زنده های آن روزی بیش از هزار بار آرزوی مرگ میکردند در این تاریخی که  از مردگان بت ساخته بودند که زندگان را به مرگ برسانند زندگی چیزی جز بقا برای تداوم نسل در سخت ترین حالت ممکن نبود . چندین دهه در اسارت این تاریخیم پیشینیان جوانی خود را از دست دادند و ما نوجوانی خودمان را علاوه بر جوانیمان و این هر چه جلو تر میرود پیشینیان هم بیشتر در حسرت زندگی درست فرو میروند اما چه فرقی میکند ؟ ۶۰ ، ۷۰ ، ۸۰ ، ۹۰ بین هر کدام مان فقط یک دهه فاصله است و این درد مشترک همه مان است  و همه به یک اندازه سختی کشیده ایم 

تکامل

تکامل

مبهم مبهم مبهم · 30 اردیبهشت ·

 

شاید  رپ زیرزمینی  سلیقه خیلی هاتون نباشه  اما یه بار گوش بدید  Mc Tes  از  محدود آدماییه که وقتی کسی میگه رپ فقط فوحشه براش پخش میکنم و میگم ترجمه کن بگو چی میگه یه هنرمند واقعی از اواخر نسل دوم و اوایل نسل سوم رپ که به علت زیرزمینی بودن و جریان اصلی نبودن شاید چندان سرشناس نباشه اما کارش حرف نداره.

دروغ بیداری و خواب تو

دروغ بیداری و خواب تو

مبهم مبهم مبهم · 30 اردیبهشت ·

برای یک گل چه فرقی میکند که آن را چه کسی بچیند؟ به راستی که یار درون گلدانم چرا از مذهب نور پیروی میکرد؟ او جای اینکه زیبایی خود را ستایش کند نور را ستایش میکرد و به این ستایش نیاز داشت او در زندگیش تنها به دو چیز احتیاج داشت تغذیه و ستایش  او از آب تغذیه میکرد و سپس نور را ستایش میکرد و این چرخه گذر هر روز یارم بود یاری که در کنار آن روایت مینوشتم  و قلمم را درون دل کاغذ فرو میکردم تا با شکاف دادن ذهنم خون کلمات را بریزم و از کنار هم گذاشتن اجسادشان به روی یک خط جمله هایی بسازم تا بتوانم قلب معشوقم را به دست بیاورم ، قلبی که میتپید اما نمی دانستم برای چه کسی. 

 

و تن تو وطن من است

و تن تو وطن من است

مبهم مبهم مبهم · 30 اردیبهشت ·

ای که جانم به فدای آن چهار رنگت  در روزگاری که پرستیدنت  دوره ای شده و پرستندگان راستین تو را فروشندگانت خطاب میکنند ترجیحم حفظ سکوت معنا داریست که افزاینده صدای کرکس هایی است که دور کالبد  نیمه جانت میچرخند و به تو صدمه میزنند و اشک تمساح برایت میبارند اما تو که خود بهتر میدانی من منتظر چه هستم من منتظر فرصتی هستم که لاشه ات را از دست این کرکس ها نجات دهم  تا در آغوشت بگیرم  و باهم بر غم هایمان اشک بریزیم و از این تکه از تاریکی هم گذر کنیم تا شاید به نور برسیم نوری که برازنده زیبایی وجودی تو بوده . زیبایی انعکاسی از توست  نه یک صفت برای توصیف تو  به خاک خون خیزت قسم تنفس برایم حرام باشد اگر  فکر فروختنت را کرده باشم  . 

میش و پود

میش و پود

مبهم مبهم مبهم · 29 اردیبهشت ·

نباید زیر ظلم سلطه ساکت موند و باید به داروغه و حاکم قدرت واقعی اتحادمون رو نشان بدیم  باید این من ها را متحد کنیم و ما بسازیم  زر حاکم تنها چند روز بسنده جیرخورانه و بعدش چی ؟ بعد اتمام همان فرد هم خودش معترض است پس خود را به زر نفروشید و مراقب حرف هایی که میزنید باشید زیرا خودفروخته ها فراوانند  آنها شاید ما را به زیر گیوتین ببرند اما عقیده مان را هم میتوانند به زیر گیوتین ببرند؟ مالیات ها بالا تر میرود و نان ها گران تر میشود  و این عدل حاکم است آنها ما را خر فرض نمیکنند که برایمان طرح میکشند بلکه  جیره خوران را فرض میکنند که در میدان به ساز  آنها میرقصند

گرگ و تار

گرگ و تار

مبهم مبهم مبهم · 29 اردیبهشت ·

درک نمی کنم چرا بعد این همه ترس و خونی که راه انداختم باز هم رعیت رعایت نمیکنه ، اونها باید مالیات هاشون رو  هر ماه از ماه قبل بیشتر به داروغه بپردازند هیچ کس هم حق هیچگونه حرف اضافی رو نداره وگرنه باید بفرستمشون تو بند هر کدامشان هم که خواست تو خفا کاری علیه من بکنه خیلی راحت با پیشنهاد زر  به اطرافیانش پیدا میکنم و بعدش از مالیات های خودشان به کسانی که همکاری کنن باهام میبخشم رعیت جماعت زر رو میپرسته مطمعنم برای پول هر کاری میکنن پس کنترلشون خیلی راحت تر از این حرفا میتونه باشه.

پیامی برای گذشته

پیامی برای گذشته

مبهم مبهم مبهم · 29 اردیبهشت ·

از کرانه هایی دور آمده ایم و در اطراف زمین مستقر شدیم .سالها از آخرین خبر مخابره شده میگذرد و حال  ماه از مدار خارج گشته ، ما  ذره به ذره تاریخ سیاهتان رو رصد کردیم و به همه چیز درباره تان پی بردیم و این پیام را به عنوان یه هشدار برایتان مخابره کردیم هشدار برای جلوگیری از انقراض شما و سایر جانداران زمینی . این هشدار را جدی بگیرید شما خودتان با بلند پروازی های جنگ طلبانه خودتان نه تنها خودتان را بلکه کل جانداران زمینی را منقرض میکنید حال سر تا سر آن سیاره پر از  موادی است که شما آن را رادیو اکتیو  خطاب میکردید

آخرین کوچه ی عالم

آخرین کوچه ی عالم

مبهم مبهم مبهم · 28 اردیبهشت ·

چند مدتی است بعد از اینکه با نقاشی انتزاعی آشنا شدم به نقاشی روی آوردم و از اینکار خیلی لذت میبرم و از این سبک نقاشی خیلی خوشم میاد چون اجازه میده در لحظه رها باشی حین ابجاد اثر و این حس خیلی خوبی داره برام ممنونم از سهو عزیز که من رو با این سبک از هنر آشنا کرد و با الگو گرفتن از سبک جکسون پللاک یکی از صاحب سبک های  نقاشی انتزاعی  چند وقتیه که یه سری چیز هایی رو خلق میکنم که نمیدونم بشه حتی اسمشو هنر گذاشت یا نه  اما هدفم از به تصویر کشیدن این آثار اینه که فارغ از هر گونه شکل واقعی بزارم رنگ ها حرف خودشون رو بزنن و اسم این اثری که بالاست رو گذاشتم " آخرین کوچه عالم "