کوره های ظلم و آهنگر ظالم
· 24 اردیبهشت · خواندن 1 دقیقه خوشا به آنان که مستانه رقصیدند و می خوردند تا یادشان نیاید که در سرزمینی اهورایی چه اتفاقی افتاد و حال روز چه است و در این دوران که همه ی مان مسموم و بیماریم باید به آن کسی که سالم است شک کنیم . زندگی فرای این دردهایی بود که آهنگر با آهن به ما تحمیل کرد اما نه در اینجا بلکه در کرانه ای دور و در بلادی که آهنگران آن را بلاد کفر مینامند به راستی که اگر خوشی زندگی حق کافران است و حق ما همین است که اهنگران میخورند و به سمت ما تف میکنند . حال سوال است که اگرغم و اندوه سرشت ماست و خوشی و سرمستی سرشت کافران بلاد کفر چه علتی بر ما میماند که مانند آن ها نشویم تا لاقل برای یک بار هم که شده باشد از این زندگی چیزی جز درد و اندوه بچشیم ؟ و این خود سوالیست که آبستن سوال های بسیاری در این زمینه است ، سوال هایی که از اعتیاد به کشیدن درد سر چشمه میگیرد و این درد و غم دیگر غیر قابل تامل است و امیدوارم نفرین ماه دامن گیر بانیان این درد و اهنگران شود تا بلکه شاید بر گوشه ای از این زخم ها مرحم شود و این بود تک نوشته ای از درد و رنج خالص یک آهن ستیز.......