گرم شدن پای حقی که سوخت

مبهم مبهم مبهم · 6 اردیبهشت · خواندن 1 دقیقه

از دیدگاهم اصلی ترین حق هر انسان آزادیه ، طبیعت انسان میل به آزادی داره . انسان موجودیست آزاد و رها ، راستی فکر نکنم تا الان اسمم رو بهت گفته باشم اسم من رهاست یک انسان متناقض و یه بازمانده از جنگ جهانی سوم درونم  این بزرگ ترین نبرد میان قلب و مغزم تا به این حال بود و  الان میتوانم بلند فریاد بزنم پیروز این جدال من بودم . نه مغز و نه قلب آخر نتوانستند بر سلطنت درون من حاکم شوند  و من توانستم  پس از بیست و یک سال بردگی درونی  سر انجام  بر این دو عضو مهم از بدنم غلبه کنم 

حال که آزادم  بیشتر خودم رو درک میکنم  و یاد آوری سال های گذشته برایم بسیار وحشتناک است  بعد از به دست گرفتن فرمان  متوجه شدم که آن احساس لذت از بردگی درونی کاملا  فریبی بوده از سمت قلبم  تو این همه سال  بردگی درونیم دلگرم کننده بود اما واقعیتی  که در جریان بود تمام آن سال ها دل من توسط سوختن پای حق هایی که پایه و مبنای زندگیم بوده داشته گرم میشده 

سوختن پای آزادی ، سوختن پای عشق ، سوختن پای آرامش 

به عنوان یک سرباز از جنگ جهانی سوم کلی قصه دارم که تعریف کنم اما باید این هشدار را قبل هر چیز بهت بگم :

" این قصه قشنگ نیست ".