من نه طرف زمینم نه آسمان
· 21 اردیبهشت · خواندن 1 دقیقه زمینیان همواره در پی کشف آسمان بودند و آسمانیان همواره در پی برده خوبی ساختن از این زمینیان خرافه پرست و این قصه حال تا همینجا ادامه داشته و انگار این بود سرشت آدمیت که تا ابد بنده چیزی باشه که زمانی که اجدادش سراسر وجودشان رو ترس فرا گرفته بوده خلق کردن تا بهش پناه ببرن ولی کسی از واقعیت خبری نداره به راستی کی میدونه واقعیت چیه ؟ کی میدونه پشت توهم زندگی و اندوه بی کران عشقش چه چیزی نهفته است ؟ تنها چیزی که میتونم بگم اینه که آدما حقایق رو باور نمیکنند به جز اون دروغ هایی که خودشون خوششون میاد و این نکته هم جالبه که هنوز کسی نمیدونه حقایق چیه اما از دید من حقیقت اسارت زمینیان در بند آسمانیان اسارتی خودساخته که همچنان پا برجاست
من بر روی زمین جاری ام اما همچنان در این نبرد اعلام بی طرفی میکنم من از بارش آسمان بزرگ تر میشوم و رود میسازم و ازصافی زمین جهت میگیرم و جاری میشوم بزرگتر از آنم که مثالی برای وسعت کوچکی انسان ها باشم و بی رنگ تر از آنم که بخواهم هم رنگ آسمان باشم من از ابتدا جاری بودم و تا انتها جاری خواهم بود و از همین حال پیش از نبرد زمینیان و آسمانیان اعلام بی طرفی میکنم نه به خرافه زمینیان باورم دارم و نه به سلطه اسمانیان باور برای من بزرگترین نقطه ضعفه و من هیچ وقت نمیخوام ماهی های درونم مبتلا به این درد ها بشن .....